مرتضى راوندى
75
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
و در خطابه و موعظهاى كه مىفرمود ، نكات و خصوصيات اجتماع و آداب و علوم را بهطور روشن شرح مىداد . . . در نهج البلاغه نمونههاى زيادى از كلمات حكيمانهاى كه به امام نسبت مىدهند ، جمع شده است . . . » او در دوران زندگى همواره كمترين حق را براى خود قائل بود و مىترسيد كه يك نفر از مسلمانان بميرد و سهم او از بيت المال كمتر از على باشد . هنگامىكه فاطمه ، دختر پيشواى اسلام را براى خود خواستگارى نمود ، از مال دنيا زره و شمشير و يك شتر سوارى داشت . پس از مدتى مذاكره قرار شد زره را بفروشند و با پول آن مقدمات عروسى را فراهم سازند . عثمان بن عفان آن را 480 درهم خريد و ابو بكر به بازار رفت و دو پيراهن ، دو مقنعه ، يك قطيفه ، يك رختخواب ، يك فرش ، چهار متكا ، يك پرده ، يك حصير ، يك طشت مس ، يك مشك ، يك قدح چوبى ، يك مشربه و يك آسياى دستى خريدارى نمود . پس از تهيهء مقدمات ، فاطمه با مهرى معادل 400 مثقال نقره به ازدواج على درآمد . سپس مردم را به وليمهء عروسى دعوت كردند و محمد بن عبد اللّه ( ص ) به دست خود براى مهمانان غذا مىآورد . در شب زفاف ، فاطمه را بر دلدل نشاندند و سلمان فارسى زمام استر را گرفت و زنهاى حضرت و ساير زنهاى بنى هاشم در دنبال حركت مىكردند و دفزنان شادى مىكردند . على پس از آنكه زمام خلافت را در دست گرفت ، بر خلاف عثمان ، سعى مىكرد مأمورين او به مردم ظلم و ستم روا ندارند و از جادهء عدالت منحرف نشوند . او به مأمورين و حكام خود دستور داد : « با مردم مدارا كنيد ، آنها را بر خود ترجيح بدهيد ، براى برآوردن حاجتهاى آنها صبر و حوصله كنيد ، به مطالب آنها كاملا گوش دهيد زيرا شما حافظ رعيت مىباشيد و نبايد بين مردم و حاجات آنها فاصله شده و يا اميد آنها را قطع نماييد ، براى وصول خراج هيچوقت لباس زمستانى و تابستانى مردم يا چهارپايان آنها را نفروشيد ، و براى وصول درهم و دينار نبايد به كسى تازيانه زنيد . » در جاى ديگر مىفرمايد : « در محل مأموريت خود با نهايت وقار و متانت حركت كنيد . وقتى بر مردمى وارد شديد بر آنها سلام كنيد و جواب سلام مردم را با نهايت خوشرويى و مهربانى بدهيد و به آنها بگوييد ، اى بندگان خدا ، مرا ولى خدا و خليفهء او فرستاده تا حق خدا را از اموال شما دريافت دارم . آيا از اموال خدا در نزد شما چيزى هست كه به ولى او بدهيد ؟ اگر كسى در جواب گفت چيزى بر گردن من نيست ، گفتار او را بپذيريد و دوباره به او رجوع نكنيد . . . » على با تمام موانع و مشكلاتى كه در سر راه داشت ، قسمتى از آرزوهاى خود را صورت عمل بخشيد . او تمام املاكى را كه در دورهء عثمان به نزديكان خليفه و رؤساى قبايل داده شده بود همه را برگردانيد و ضميمهء بيت المال مسلمانان فرمود تا بين مستحقين تقسيم و توزيع گردد و تمام مسلمين به تساوى از آن بهرهمند شوند . يكى از دستورهاى كلى او به ولات و حكام عصر اين بود : « در طرز كار و عمل عمال و كارمندان خود دقيق باش و هركس را كه به كار و اميدارى او را امتحان كن نه آنكه به مناسبتهايى از قبيل قرابت و خويشاوندى و عصبيت ، مردم را استخدام كنى ؛ زيرا اصولا مأمورين دولت دستهاى از شعب جور و خيانت مىباشند .